بنازم روی ماهت را زسرتاپا تو ناز هستی
به هجر و بی کسی یی من عجب افسانه سازهستی
به کوه عشق توگرمن چو فرهاد کوهکن هستم
تو در بیستون فرهادت با شیرین همترازهستی
اگر من همچو مجنونم به دشت عشق سرگردان
به دوش محمل صبرم چولیلی نغمه ساز هستی
تمام سوزو درد من به کنج سینه پنهان است
تویی تنها درین دنیا مرا هم درد و راز هستی
سراینده:محمدرضا«نظری»






0 comments:
Post a Comment