RSS

دیوانگی


اگر خواستی دیگر بار مرا نام بگیری
عذر است که در جمله یی ابهام بگیری
ننگ است؛ دیوانه،درآن قریه که ماییم
آنهم که تـو در محضــر اقوام بگیری
قدم نه روی چشمانم، هـر لحظه که آیی
سخت است که تو از دیده من کام بگیری
تو بستی دلم را به ابــرو و به زلفت
چون مـرغک بیـچاره که در دام بگیری
صد دل کشــد هــر روز آن چهره نورت
شرم است که نور از دیگری وام بگیری
مـجنـون صفتانند همهء خلـق به عشقت
همه گویند به تو لیلی که الهام بگیری


 سراینده:محمدرضا"نظری"

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • RSS

0 comments:

Post a Comment