نويسنده: لوري ديشين
مترجم: فرشاد بنيادي
«مي تواني خيلي ساده از انتقاد دوري كني، فقط در صورتي كه هيچ چيزي نگويي، هيچ كاري نكني و هيچ چيزي هم نباشي.»- ارسطو
...روزهايي از دانشگاه را به ياد مي آورم- وقتي صنفي از بازيگري تابستاني را گرفته بودم، وقتي كه افراد اطرافم را با حالت تدافعي ام ناراحت مي ساختم. درين هنگام، استاد داشت نقشي را در حضور تمام صنف بررسي انتقادي مي نمود. ايشان هيچ جملهء را بدون مداخلهء من به اتمام رسانده نمي توانست. بعد از چند منازعه لفظي، يكي از همكارانم گفت: « خاموش شو! تو خودت را دستپاچه مي كني.» با ديدن به عقب، خودم را كمي آرام يافتم. در حضور كل، آدم كمي آسيب پذير مي باشد و واكنش محصلين نيز تند بود. اما من مي دانم كه بايدش مي شنيدم. از آنجاييكه من از قضاوت شدن خيلي مي ترسيدم، هر حرفي، از هر كسي برايم به عنوان محكوميت معلوم مي شد.
اين را مي دانم كه انتقاد از جانب كسي كه برحق و با مشروعيت مي خواهد همكاري كند، هميشه با نرمي و ملايمت توأم نيست. اكثر از ارزيابي هاي انتقادي و همكاري هايي كه ما دريافت مي كنيم، دعوت ناشده اند و از جانب اساتيد نيستند- يا شايد هم كلاً چنين باشد. ما نمي توانيم گفتارديگران راجع به خود را كنترول كنيم، اينكه آنها همراي مي شوند و يا هم موضع متفاوت تري به خود مي گيرند و نشر مي كنند. اما ما مي توانيم كنترول كنيم، حداقل اين كه چگونه آنرا به خود بگيريم و جوابش دهيم و ازش بياموزيم و اين كه چي وقتي رهايش كنيم و ادامه دهيم. اگر شما نيز با انتقاد روز خوشي نداشته ايد، شايد موارد ذيل بتواندهمكاري كند؛
فوائد انتقاد
Ø رشد شخصي
o جستجوي بزر حقيقت در انتقاد محرك فروتني است. ارزيابي انتقادي خويشتن و جستجوي ضعف هاي خودي، كاري آساني نيست، اما اگر به چنين كاري دست يازيم، رشد خواهيم كرد.
o آموختن از انتقاد فرصت رشد را مهيا مي سازد. تقريباً تمام انتقاد ها ابزاري را به ما مي دهند كه با كمكش بتوانيم فرداي آيده ال خود را بنا كنيم.
o انتقاد چشم اندازها و نظرياتي را براي ما فراهم مي سازد كه هيچ گاه فكرش را هم نكرده بوديم. هر آنگاهي كه كسي در تقابل با ما قرار مي گيرد، در واقع، قدرت تفكر ما را گسترش مي دهد.
o منتقدين، براي ما اين فرصت را فراهم مي نمايند كه شنوندگان فعال باشيم. اين بدين معني است كه با پايداري، انتقادات را ارزيابي كنيم، دفاعيه خود را بسازيم و با سادگي و تعقل با گفتار طرف مقابل برخورد كنيم.
o انتقاد فرصت بخشش را براي ما مهيا مي سازد، خاصتاً هنگامي كه با انتقادات تند روبرو شويم. اكثر ما فشار هاي رواني و نوميدي هايي را با خود حمل مي نماييم كه سهواً مديريت درست نشده اند.
Ø فوايد احساسي
o بهتر است بياموزيم كه ناراحتي احساساتي اوليه را هنگام انتقاد در خود اختقا كنيم تا اينكه سريعاً وارد عمل شده و تلافي كنيم. اكثراً تلاش مي كنيم تا كاري را با احساسات مان انجام دهيم- كاري كه عموماً مطبوع نيست.
o انتقاد فرصت رشد مهارت هاي مشكل-خوار را ميسر مي كند، امري كه اكثر اوقات مقدرنيست آنهم در حالاتي كه خود را حساس مي يابيم و در تقابل با خويشتن و يا هم وقتي كز منتقد خويش دلخور مي باشيم.
o انتقاد كه نقاط حساس را مورد هدف قرار مي دهد، به ما كمك مي كند كه مسايل حل ناشده را مورد بررسي قرار دهيم. شايد اين حساسيت نسبت به استعداد ما از چسبيدن به امري نشئات مي گيرد كه كسي ساليان پيش به ما گفته بود- گفته يي كه بايد خيلي وقت پيش رهايش مي كرديم.
o تفسير بررسي انتقادي كه فردي انجام مي دهد فرصت ايست براي تفكر منطقي- گاهي اوقات انتقاد شديداً مفيد واقع مي شود، عليرغم آهنگ منفي كه حمل مي كند.
o انتقاد ما را وادار مي كند كه احساسات و موضع هاي غريزي مان را مورد سوال قرار دهيم؛ تعريف كردن خوب است و انتقاد بد. اگر بتوانيم عقايد مان را طوري تكوين كنيم كه كمتر مسايل را به صورت سياه و سفيد ببينيم، درينصورت دامنه پرش مان غير قابل توقف خواهد بود.
![]() |
| انتقاد از خود |
Ø روابط پخته
o انتقاد فراهم كننده فرصتيست براي گزينش صلح به جاي منازعه. اكثراً، وقتي مورد انتقاد قرار مي گيريم، از زاويه غريضه بايد منازعه نموده و تماشاي نادرستي را خلق كنيم. در حاليكه، هدف اطرافيان ما همكاري است و نه قضاوت.
o كشت انتقاد به ما كمك مي كند تا نياز درست بودن را كم كنيم. هيچ امري بيشتر از «من محوريت»، ذهن ما را قفل نمي كند- امري كه براي رشد شخصي غلط است و به روابط فردي صدمه مي زند.
o منتقدين ما به ما فرصت مي دهند كه با گرايشات چاپلوسانه مبارزه كنيم. روابطي كه مبتني باشد بر نياز مداوم براي موافقت، مي تواند براي همه افراد ذيدخل خشكاننده تمام شود. در حاليكه انتقاد همه را آزاد مي گذارد تا مستقلانه فكر شان را بكنند- آنها هر طوري كه باشد، اين كار را خواهند كرد.
o انتقاد به ما فرصت مي دهد تا به اطرافيانمان بياموزانيم كه چگونه با ما برخورد كنند. اگر كسي انتقادش را بدجا و بدگونه انتقال دهد، مي توانيد از اين فرصت استفاده كرده و برايش بگوييد كه " به نظر من، تو به گپهايي خوبي اشاره نمودي، اما من دوست داشتم كه آوازت را بلند نكني."
o بعضي از انتقادات به ما درس مي دهد كه به خاطر مسايل خوردتر عرق نريزيم. در ترتيب مجلل اشياء، مهم نيست كه دوست بچه ات فكر مي كند كه ظرف شو را غلط پر كرده اي.
Ø كارآيي/ بهره وري وقت
o هر قدر وقت بيشتري را روي اينكه چي كسي چي چيزي گفت صرف كنيم، به همان اندازه وقت كمتري را نياز خواهيم داشت تا در آن خصوص كاري انجام دهي.
o اگر در واكنش به انتقاد در صورت رويارويي با آن بتوانيم مهارت مان را ازدياد كنيم، توانسته ايم انرژي و وقت مان را كم ضايع كنيم. اگر ازين زاويه به انتقاد نگاه كنيم- انتقاد به عنوان پس انداز كننده وقت- درينصورت مشكل است كه ازش استقبال نكنيم.
o رشد توانايي جدي نبودن در افكار و احساسات مان راجع به مورد انتقاد قرار گرفتن مي تواند براي ما اجازه پرواز آزادانه در موقعيت هاي ديگر زندگي بدهد. دور شدن از پشيماني ها، تآسف ها، ستريس ها و ترس مي تواند به ما در تمركز روي حال كمك كند. توجه و زندگي در حال بهترين شيوه استفاده از حالست.
o انتقاد قدرت فضاي شخصي مان را تجديد تقويت مي كند. ده دقيقه وقت را صرف جريان احساسات كردن و شايد هم نوشتن آن در روزنامه اي، به اين معني است كه توانسته ايم، خوب واكنش دهيم. و واكنش عالي در نخستين قدم مي تواند از سواري يك نظر انتقادي بر اسب روز ما جلوگيري كند.
o در بعضي اوقات، انتقاد به ما مي آموزاند كه چگونه با فردي متقابلاً برخورد كنيم، به عنوان مثال، اگر طرف منفي است و خصمانه. دانستن اين امر مي تواند در آينده از ضياع وقت و هم از نگراني جلوگيري كند.
Ø اعتماد به نفس
o آموختن برخورد به انتقادات منفي- سنجش انتقادي يي كه هيچ ارزش سازنده اي ندارد- بدون از دست دادن جرآت ما يك امر حتمي است براي اينكه بتوانيم در آينده گامهاي بلندتري را برداريم. هر قدر كارما توجه بيشتري دريافت كند، به همان اندازه بايد براي انتقاد ميدان بدهيم.
o وقتي كسي از ما انتقاد مي كند، در واقع تزلزل و سستي ما را روشن مي سازد. اگر مخفيانه با تنبل بودن خويش موافق باشيم، پشت ريشه آن خواهيم رفت؛ اينكه چرا چنين مي پنداريم و چي كاري در خصوصش مي توانيم؟
o آموختن تداوم راه، بعد از برخورد با انتقاد، حتي اگر خيلي هم خودرا بااعتماد نيابيم، اين را تصريح مي كند كه هيچ نظر جسته و گريخته اي نمي تواند رؤياي ما را بدزدد. اين فرايند را به عنوان فرايند جدا سازي گندم از كاه مد نظر بگيريم؛ بخش مفيدش را بگيريم، ديگرش را دور بياندازيم و ادامه بدهيم!
o اگر كسي به صورت تند و درشت ما را مورد انتقاد قرار مي دهد، او درواقع براي ما فرصتي دست مي دهد تا بر شخصيت خود- گو خود نظارت كنيم. پژوهش ها نشان مي دهد كه نزديك به 80 فيصد از افكار ما منفي هست.از اين فرصت بايد استفاده كنيم براي تغيير روند افكار ما تا خود را نخشكانده و تخريب نكنيم.
o مورد انتقاد قرار گرفتن به ما ياد آور مي شود كه داشتن نواقص، غير طبيعي نيست- ناكاملي بخشي از انسان بودن است. اگر بتوانيم ضعف مان را قبول كنيم و رويش كار كنيم بجاي اينكه ازش شانه خالي كنيم، خوشي، آرامش و كامگاري يي بيشتري را تجربه خواهيم كرد.
Ø همهء ما كاملاً ناكامليم و افراد ديگر گه و ناگه متوجه اين امر خواهند شد. ما شايد درين نواقص بتوانيم همديگر را بيابيم. قبول اين امر، بعضاً، باري سنگيني را از بدن ما دور مي كند.









2 comments:
انتخاب و ترجمه عالی آقای بنیادی
بسیار زیبا بود و آموزنده. و ترجمهء عالی .
Post a Comment