![]() |
| محمد رضا احسان |
پای رفتن ام چند بار بستی
تا نتوانم به منزل مقصود رسم
رشتهء عشقم گسستی
از ترس اینکه به معبود رسم
تا نتوانم به منزل مقصود رسم
رشتهء عشقم گسستی
از ترس اینکه به معبود رسم
راهم گرفتی شدی مانع
پنداشتی کارم تمام شد
لیک نوریست مرا، لامع
بین چراغ راهی عام شد
پنداشتی کارم تمام شد
لیک نوریست مرا، لامع
بین چراغ راهی عام شد
زین بیش وقتت مده بر باد
مرا احساس خستگی نیست
دگر از هیچ مانع مکن یاد
مرا با گِرِهِی بستگی نیست
مرا احساس خستگی نیست
دگر از هیچ مانع مکن یاد
مرا با گِرِهِی بستگی نیست
راهم را می دهم ادامه
در هر حالتی خوشی یا غم
دور نیندازم این جامه
گر فرا گیرد مرا یکسر ماتم
در هر حالتی خوشی یا غم
دور نیندازم این جامه
گر فرا گیرد مرا یکسر ماتم
من رهرو اهداف والایم
منزلگه ام آسمانی دل
من همدم غم هایم
درد است ریگ بیابانی دل
منزلگه ام آسمانی دل
من همدم غم هایم
درد است ریگ بیابانی دل







0 comments:
Post a Comment