RSS

شاه دخت همسايه

نجم الدين الهام - پونه

شاه دخت همسايه من
خيال نكن عاشقم
اين دليكه صاحب اش ام
عاشق هيچ كس نميشه
بي خيال از من و از خاطر من
هر چه داري از خودت
مال خودت
برتو زيبد همه زيبايي تو
ناز تو
عالم رويايي تو
من كه از دست دلم تنهايم
دل ترسوي من است و من وبس
خيلي ميترسه كه آواره شوه
سخت ميترسه كه بيچاره شوه
گرچه ديوانگي داره كم وبيش
بيش ميترسه كه ديوانه شوه
حقش است!
بايد هم اينطور باشه
طاقت درد ندارد- شايد-
يا كه از غم روزي ويران شود
شايد از غم
شايد از بربادي
شايد از گريه شب و روزي
بعد عشق و بعد عاشق شندنش
يا كه
ميترسه كه بردوش گيرد
بار سنگيني به سنگيني عشق
بهر اين از عاشقي بيزاره
دل وارسته و آزادهء من
خيال نكن عاشقم
شاه دخت همسايه من
با نگاهي
گاهي- گاهي
گاهي چون ماه ميشوي
مي بينمت
چشم از حلقهء دل بيرونه
به خدا كار دلم نيست
مگر
چشم از بهر ديدن
نه مگر؟؟
پس
شاه دخت همسايه من
خيال نكن عاشقم.

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • RSS

0 comments:

Post a Comment