RSS

عشق زمینیست

می گویند
این روز ها عشق آسمانی شده
و چشمان اش به آسمان
و آسمانی ها
اما من و تو
من و تو باهم زمینی اش ساخته
و راهی یی دیار مان می سازیم
تا از غرورش کاسته
و چشم از آسمان بردارد
و نیم نگاهی به زمین دوزد
 
 
زمینی اش می سازیم
تا، دست زن پیر سالخورده را
که برای کندن خار ها
و برای کاشتن گل
پینه بسته؛
بوسه زند
دست پیر مرد دهقان زحمت کش
که بیل و کلنک
دستانش را سنگ ساخته
و پاره پاره
و دست بانوی دهاتی ی شیر دوش و مهربان
و دست کودک گرسنه و گریان
را بوس زده
و شیرینی این عشق زمینی را چشد
دست کوزه گر عرقریزان را
که از کوزه اش آب می نوشد
به گرمی فشرده
و ماچش کند.
 
 
زمینی اش می سازم
تا، دیگر در هر قدمش
صد طفل گرسنه و تشنه ی بی پدر و مادر
صد جوان آواره و در بدر
و صد پیر زحمتکش و کارگر را
زیر پا نکرده؛
دست مهر بر صورت شان کشد
 
 
زمینی اش می سازیم
آری! زمینی اش می سازیم
و این افتخار
و این فروتنی آفتاب گونه را
ما به او می دهیم
و مسیر انحرافی اش را تبدیل می سازیم
تا، از ساز و سرود
و خیال خویش
بیرون آید
و آواز شیرین نی چوپان را
شامل تقسیم اوقات موسیقی اش سازد
 
 
زمینی اش می سازیم
تا بداند؛
بداند، عشق زمینیست
نه آسمانی
 
 
عشق زمیینیست
و زمینی اش می سازیم
آری! این افتخار را ما به او میدهیم
من و تو
باهم
 
 
                                    محمدرضا احسان
 

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • RSS

1 comments:

فرشاد said...

مهم نیست عشق به کدام سو تمایل دارد, آنچه مهم است اینست که منبع اش زمین است. نوعی خاصی از احساس که شاید جهانی باشد (از نوع فداکاری) و شاید هم در بعضی موجودات اگر شود عشقش نامید, غریضی.
بله, عشق را باید زمینی ساخت زیرا, مادامی که "گدا در خانه باشد, خیر در صحرا" شیوهء مردانگی نیست....
.....
رضا برار, قشنگ گفتی.

Post a Comment