![]() |
| حبیب الله سرود |
یک کس انار عمر مرا دانه دانه کرد
با بوسههای داغ؛ که برمن نشانه کرد
برمن نشانه کرد... بخندید... ناز کرد
در بین کارهاش به من... عادلانه کرد
با چشمهای خویش گرفت از دلِ دلم
در زیر پای سبز نگاهش روانه کرد
در زیر پای سبز نگاهش که میتپید...
او کور بود «عینک» خود را بهانه کرد
با بوسههای داغ ... دلم؛ آخ ... در گرفت
آتش کنارِ مخزنکی عشق خانه کرد
تا در بهار عشق رسیدیم ما بههم
آن تخمهای پاک به دلها جوانه کرد
حبیب الله سرود







0 comments:
Post a Comment