RSS

موضوع اصلی ثبات چین



از زمان آغاز مطالعاتم روی کشور چین در اواخر دهه نود، اولین اصل را که آموختم این است که برای چین به جزاز ثبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی این کشور هیچ  چیزی دیگری مهم نیست.

     با در نظرداشت قرنها آشوب در چین، رهبران امروزی از هیچ گونه تلاش به منظور حفظ ثبات این کشور دریغ نخواهند ورزید. هر وقتیکه من در باره وقوع تغییر احتمالی در  سیاست چین  دچار شک و تردید میشوم، تمام گزینه هارا از عینک ثبات مورد بر رسی قرار میدهم و این روش کاری ام به طوری طلسم آسا نتیجه داده است.

     در اجلاس توسعه چین(China Development Forum) که به تاریخ 17 مارچ به میزبانی نخست وزیر چین وین جیا باو و با حضور تعدادی زیادی از وزار در بیجینگ برگزار شد، موضوع ثبات ذهن همه را به خود مشغول کرده بود. اجلاس انکشافی چین از مهمترین اجلاس بین المللی این کشور میباشد. دو روز قبل از برگذاری این اجلاس آقای بو زیلا که منشی حزب از سمت اش بود برکنار گردید. برکناری آقای بوزیلا به حیث یک کاندید قدرتمند که قرار بود  در کمیته قایم – حلقه درونی رهبری چین – شرکت کند تعجب همه را بر انگیخت. حتی چنین آوازه در همان مهمان خانه دولتی که ما گرد هم آمده بودیم هم به گوش میرسید.

    در جلسه رسمی آنچه که قابل پیش بینی هم بود تأکید زیاد بالای تغییر ساختاری قریب الوقوع در مدل رشد اقتصادی چین صورت گرفت. این تغییرات احتمالی به معنی تحول عظیم از مدل رشد اقتصادی مبتنی بر صادرا ت قوی و سرمایه گذاری محور به مدل رشد اقتصادی مبتنی بر داینمیزم مصرف گرایی میباشد که در طی 23 سال گذشته در چین دوام داشت.  در حال حاضر همه رهبران ارشد چین به خاطر ایجاد یک چنین موازنه متفق القول اند. طوریکه یکی از شرکت کننده گان چنین ابراز نظر کرد " موضوع بحث از چه باید کرد به چگونه و چه وقت انجام داد تغییر کرده است."

   بسیاری از موضوعات دیگر ریشه در این نتیجه گیری کلی داشت. به همین اساس تأکید بالای تغییر جهت به سوی مدل رشد اقتصادی خدمات محور و استراتژی انکشافی مبتنی بر نوآوری و ابداع صورت گرفت. این در حالی است که نگرانی های زیاد درباره احیای مجدد صنایع تحت ملکیت دولت که توزیع عواید ملی را از کار به سرمایه سوق داده است وجود دارد و این چالش بزرگی در مقابل سیاست توزین مجدد مصرف گرایی چین میباشد. در این اواخر بانک جهانی و مرکز تحقیقات توسعه چین (به میزبانی مجمع انکشافی چین) گزارش جامع را منتشرکرده است که ابعاد حساس این موضوع  در آن بررسی شده است.

    اما در مذاکرات رسمی اجلاس توسعه چین هیچ اشاره به چنین موضوعات نشد؛ یعنی از برکناری آقای بوزیلا و پیامد احتمالی آن بالای سیاست داخلی چین در زمان حساس انتقال رهبری حرفی به میان نیامد. در حالیکه مشغول شدن با داستان پر خم و پیچ توطئه کاخ نشینان کاری ساده است، من گمان میکنم که عزل شدن آقای بو پیام به مراتب عمیق تر از آن دارد که تصور میشود.
 

    تقابل خطرناک بی ثباتی سیاسی و اقتصادی ریسکی میباشد که مقامات چینی با آن مواجه اند. بحران بدهی امریکا و اتحادیه اروپا و متلاطم شدن ثبات سیاسی داخلی دومین شوک  تقاضای خارجی در سال گذشته بود که تهدیدات بزرگی نسبت به هر عامل دیگر متوجه ثبات چین می نماید.

    آقای بو این ریسک را برجسته تر ساخت. وی مدل از سرمایه داری دولتی – شهر نشینی رهبری شده از طرف دولت و توسعه اقتصادی که قدرت را به دست رهبران منطقوی و صنایع تحت مالکیت دولت تمرکز دهد -  را به نام "مدل چنگوین" طراحی کرد که در سال های آخر در چین به اوج رسیده است.

     من در تابستان سال گذشته چند مدتی را در چانگوین که یک شهربزرگ و دارای 34 میلیون نفوس میباشد سپری کردم. آنچه که مرا متعجب ساخت کار برد پلان شهری بود. این ماستر پلان شهری توسط شهروال چنگوین، آقای هانگ، معمار اصلی پروژه مجلل توسعه پودانگ در شانگهای تهیه گردیده است و هدف این پروژه تبدیل نواحی لیانچینگ چینگوینگ به اولین ساحه انکشافی شهری غیر ساحلی میباشد. با اکمال پروژه متذکره لیانچینگ در قطار دو پروژه قبلی – پودانگ و بی نای – قرار خواهد گرفت.

     آنچه که مورد انتقاد شدید اجلاس توسعه چین قرار گرفت تداوم عین مدل توسعه به رهبری دولت است که کاملا مخالف بدیل دیگر مانند اصول اقتصاد بازار میباشد، چیزی که همه رهبران ارشد چین با آن موافق اند. به عباره دیگرآقای بو نه تنها تهدیدی برای ثبات سیاسی چین تلقی می شد، بلکه اویکی از چهره های پیشتاز به شمار میرفت که مدل اقتصادی بازار آزاد را جاگزین اقتصاد پلانگذاری شده مرکزی نماید و از دید گاه مخالفین وی این خود نوع از بی ثباتی اقتصادی میباشد. با برکناری فوری آقای بو، دولت مرکزی نشان داد که در راستای حفظ ثبات از هیچ گونه تلاشی دریغ نخواهد کرد.

     این امر شباهت کامل به یک معمای پیچیده چینی دارد. پنج سال پیش به صورت رسمی اخطار داده شد که اقتصاد چین در معرض بی ثباتی، عدم توازن و تداوم عدم هماهنگی قرار دارد.  من به صورت مکرر تأکید ورزیده ام که چهار سلف آقای وین جیا باو در اتخاذ استراتژی طرفدار مصرف گرایی نقش کلیدی بازی کرده اند. اما منتقدین آقای باو تداوم استراتژی توازن مجدد را یک امر التزامی میدانند.

    لیکن امسال در اجلاس توسعه چین تمام رهبران ارشد به شمول نخست وزیر پیشنهادی هیچ تذکری درباره علایم آشکار بی ثباتی اقتصادی چین در بیانات رسمی شان ندادند.

    این گونه تغییرات لفظی (نگفتن بعضی چیزها در بیانات رسمی) یک امر تصادفی در چین نیست. محتمل ترین تفسیر و تعبیر را که میتوان در باره این نکته کرد آن این است که مقامات بلند رتبه چینی به منظور استحکام ثبات از انجام هیچ عملی اجتناب نخواهند ورزید. حل مشکلات ناشی از بی ثباتی اقتصادی از طریق اعمال سیاست توازن مجدد طرف دار مصرف گرایی و حل مشکلات مرتبط با بی ثباتی سیاسی از طریق بر کناری آقای بو مبیین این موضوع است که مسئله ثبات از یک عامل ریسک به یک تعهد شکست نا پذیر مبدل گردیده است.

    در حال حاضر میتوان محتوای اصلی پیام رهبران چین را بدون کدام سوء تفاهم و بصورت واضح درک کرد. آنها از جمله اولین اشخاصی هستند که تصور میکنند که استراتژی توسعه و رشد اقتصادی آنها در مقطع حساس قرار دارد. آنها نگران اند که ایجاد اصلاحات و کاهش قدرت انحصاری دولت بالای وینگ زیانگ روند رشد و توسعه را به مخاطره خواهد انداخت. با حل مشکلات ناشی از ریسک اقتصادی و سیاسی که ثبات چین را تهدید میکند، حکومت تلاش می ورزد که طرح های فوق العاده توسعه را اتخاذ نماید. من متیقین نیستم که آیا رهبران چین به خاطر تحقق اهداف شان متعهد خواهند ماند یانه.ْ


نویسنده: آقای ستیفن اس راک، کار شناس مسائل اقتصادی چین، استاد اقتصاد در پوهنتون یل و نویسنده کتاب "آسیای بعدی"

مترجم: باقر فاتح

منبع: FinancialExpress

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • RSS

2 comments:

Anonymous said...

آقای فاتح، ترجمه ات شایان توجه است. امیدوارم زنجیر عرضه قطع نشود.

رضا said...

جالب بود ولا

Post a Comment