RSS

تظاهرات مردم و جريانات پشت پردهء اهانت به قرآن

اين روز ها از طريق شبكه هاي انترنتي و تلويزيون ها  مدام ميشنويم كه مردم كابل و بعضي جاهاي ديگر  در مقابل سوختاندن قرآن كه گفته ميشود توسط امريكايي ها يا نيروي ناتو صورت گرفته دست به تظاهرات ميزنند و هم يك كمپ امريكايي را تحت سنگ باران گرفته و تعطيل كرده و هم چنان سفارت امريكا نيز به اين مناسبت تعطيل شده است.  اين در حالي است كه گروه هاي مصلح نيز در بين گروه هاي مظاهره كننده در  بعضي جاها شامل بوده اند.
قضيه از جايي آغاز مي شود كه بنابر گزارش ها، گروهي از سربازان حين تخليه اوراق به درد ناخور و گزارش هاي سابقه و مقدار اوراق از قرآن را مي سوزانند. ولي كاركنان افغاني شامل درين تيم حين انتقال اوراق متوجه صفحات شده و ازين كار جلوگيري مي كنند. افغانهاي كه متوجه اين امر شدند ازين كار چنين برداشت نمودند كه گويا نيروهاي امريكايي به اصطلاح كافرعمدا دست به اهانت به اين كتاب مقدس زده اند. اين قضيه به برون از پايگاه منتقل مي شود و عليرغم پوزش فرمانده نيروهاي ناتو و شخص رئيس جمهور امريكا كار به جايي مي رسد كه چندين تن از تظاهرات كنندگان جان ز تن مي شويند. درين نبشته كوتاه سعي خواهم نمود اين قضيه را منتقدانه بررسي نمايم.
    شخصاً باوردارم كه كاري را كه نيروهاي امريكايي مرتكبش شده اند، نه عمدي بلكه سهوا بوده است. زيرا؛ نخست اينكه بي حرمتي به متون مقدس مردم در جامعه شديداً قبيلوي و سنتي مثل افغانستان كه در آن دين در واقع تعيين كننده هويت شان مي باشد كاري نيست كه بتواند در پيش برد اهداف اين نيروها كه همانا به وجود آوردن ثبات نسبي در كشور است، كمك كند. از طرف ديگر، اين نيروها ازين امر آگاه هستند كه چنين تجربه مي تواند بهانه ء باشد براي استفاده سوء مخالفين حضور اين نيروها در افغانستان. تجربه نشان داده است كه اگر بي حرمتي حتي اگر هزاران مايل دور صورت گرفته باشد، تب كه ازش خواسته است، دورترين نقاط كره را سوختانده است.  ثانياً؛ اين نيروها داراي چنان دورانديشي سياسي هستند كه بدانند چطور با امري مخالفت كنند و با آن بازي نمايند. درين شكي نيست كه نيروهاي آمريكايي با متون مقدس اسلامي سرسازش ندارند ولي اين امر بدين معني نيست كه آنها دست به چنين اقدام كودكانه و ساده لوحانه بزنند، زيرا اينها مسلماً مي دانند كه بهترين مبارزه با متون مقدس اسلامي همانا مبارزه سرد است.
    به اين نيز باورمندم كه زمينه درگرفتن چنين آتشي از مدتها قبل وجود داشته است و اين حادثه و حوادث ازين قبيل روزنه ايست براي خروج اين لاوا و تبيين بغض ها و كينه هاي تنيده شده در رگ رگ اين مردم ستمديده. هيچ افغاني نيست كه به صورت مستقيم و غير مستقيم از جنگ به اصطلاح ضد تروريزم جاري در افغانستان متاثر نشده باشد.  سيل چند ميليوني بي كاران در يك طرف و صدها تن از اراذل و اوباش ديگر  كه نواقص و نابساماني هاي فوق العاده مخرب اين اجتماع هستند در طرف ديگر دستاورد  ساليان متمادي قتل و كشتار جنگ ضد تروريسم هست، هيزم مناسبي براي شعله ورتر ساختن اين نوع حواث هستند.
    حوادث ازين قبيل هميشه فرصت هاي مناسبي براي استفاده سو از جانب گروههاي متخاصم دست مي دهند؛ فرصت هاي طلايي. بنابرين جايي شكي نيست كه گروههاي فرصت طلب مخالف دولت و ناتو هيزم كشان اين آتش هستند. اين يعني نيروهاي طالب، حكمتيار، حقاني، حلقات از درون رژيم وابسته به ايران و پاكستان بخش مهمي از كل سناريو جاري در كشور هست و به صورت مستقيم و غير مستقيم در آن دخيل هستند و در حال گرفتن ماهي از آب گل آلود مي باشند.
    اين قضيه درگرفت و هنوز ادامه داشته و شايد در كوتاه مدت ادامه يابد ولي يك چيز مسلم است كه عواقب ناشي ازين قضيه هر دور طرف را در شعله اش خواهد سوخت، خاصتاً بخش بزرگتر آتش اين شعله دامن مردم ملكي را  بيشتر ميگيرد. اين قضيه در گرفت ولي آنچه مردم مرتكبش شدند، به نظرم كودكانه تر و ساده لوحانه تر از طرف اول است. زيرا ناخواسته يك بار ديگر الهء شدند در دست گروههاي مرتجع مثل طالبان و حكمتيار و گماشتگان ديگر همسايه هاي فرصت طلب مان براي پيشبرد اهداف شوم شان.
    سخن پايان اين كه روشن بينان و خاصتاً جوانان تحصيل كرده به جاي اينكه با شور ناشي از جواني شان در اين نوع حوادث سهيم مي شوند، نقش بهتري را با منع مردم و اطرافيانش از شركت در اين حوادث و تظاهرات و با آگاه سازي از عواقب و دستان پنهان پشت قضيه، بازي نمايند. از طرف ديگر به نظرم بهترين راه جلوگير از تكرار چنين عكس العمل ها همانا نابودي زمينه ها و عوامل كه باعث چنين درگيري مي شود، هست. منظورم اين است كه دولت و نيروهاي ناتو بايد تمام تلاش شان را به خرج دهند تا با احساسات و عواطف مردم بازي ننمايند.
                                  محمد رضا احسان -  شهر پونه
   

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • RSS

2 comments:

علی رضا جعفری said...

از اینکه نیروهای ناتو مستقر در افغانستان دور اندیشند شکی نیست. همان طور که میدانیم این نیرواها با برنامه وارد صحنه کار زار شدند و یقین دارم که برای تمام کارهایشان طرحی دارند. بدین صورت هیچ گاه نخواهند گذاشت تا فرصت طلبان اسلام نما از آب گل الود ماهی بگیرند. تاسف من هم در این است که چرا مردم ما بار دیگر بازیچه مقاصد شوم بیگانگان قرار گرفتند و بدونه اینکه حتی از صورت مسئله با خبر باشند وارد خیابانها شده و دست به تخریب میهن خویش میزنند.......

mahdi frough said...

با عرض سلام خدمت همه بازدید کنندگان این وبلاگ
سپاس از اقای احسانی که با تحلیل جالب شان گوشه های از این واقعه را که چند روز قبل اتفاق افتاده بود روشن نمودند.
بنده با نظرات شما موافق هستم اینکه امریکای ها هیچگاه دور اندیشی شان را فراموش نمیکنند و یا اینکه جامعه فعلی افغانستان جامعه سنتی است و حرکات همچنانی بجز اتش زدن بر جنگل نیست. و اینکه شما گفته اید که کاری که صورت گرفته سهوا بوده و شاید هم تا جای دست حلقات شامل در قضای افغانستان باشد که سخنان ریس نیرو های ایساف هم تا جای دال بر این ادعا است و همچنان نمایندگان که به پایگاه بگرام رفته هم همین را تایید کردند. و لی حرف که شک در مورد این قضیه را اضافه میکند این است که ایا نیروهای امریکای در یکی از پایگاه های کلیدی و انهم با گزراندن 10 سال در افغانستان,
درک نکردن اهمیت قران و شرایط جامعه افغانستان و حتی شناخت قران ادم را وادار به شک کردن میکند و به رویه های دیگر قضیه نزدیک میکند. بخصوص با داشتن قراین مانند انتقال اختیارات این پایگاه به نیرو های افغانی و وجود اختلافات که در این اواخیر بین رهبری افغانستان و امریکا زیاد شده و از طرف دیگر نزدیکی افغانستان و پاکستان, موضوعات اند که شاید درخور میل امریکا و نیروهای امریکا نباشد.
ولی چیزی که برای ما با اهمیت است قرار نگرفتن اله دست بیگانگان است. تظاهرات چند روز قبل بشتر از اینکه دفاع ما ازاسلام و یا متجاوز بودن نیروهای امریکای که صدای ان از خانه ملت بلند شد, باشد. بشتر نمایانگر اله دست قرار گرفتن مان و بیانگر افکار قبیلوی و طالبانی در افغانستان است.

Post a Comment