![]() |
| حسن احسانی- پنجاب |
چی می خواهی دراین دنیا ؟
کی هستی و چی کار باید بکنی ؟
پلان درازمدت خودت چیست؟
نیازهای تو چیست؟
راهت چقدر درست است؟
کی هارا باید همراه خودت داشته باشی؟؟
چی چیز هارا باید قربانی بدهی ؟
واقعیت اش را اگر بخواهم ابراز نمایم، نمیدانم که ازکجا شروع کنم زیرا اينها سوال های اند که جواب های آن را هم میتوان ساده گفت هم میتوان آنرا دشوارشمرد. دشواری سوال ها بنابر موقعیت های مختلفی است که انسان در آن قرار می گیرد و ساده گی آن به دلیل این است که ازجمله اصول زند گی انسان است و دانستن اصول برای انسان لازمی است و همچنان که ماوشما با واقعیت های زند گی دست وپنجه نرم می کنیم برای انسان فهم آن آسانتر می شود.
«چی می خواهم؟» سواليست كه دراین دنیا برای تمام اشخاص خواه نخواه پیش آمده است چی تحصیل کرده چه بي سواد. چون ذات سوال ربطی به دانش انسان ندارد اما اگر بحث ازنحوه تحلیل آن شود باز سوال باسواد بودن وبی سواد بودن آن پیش می آید زیرا هرشخص بنابرآنچه که در دست دارد تحلیل می کند وبنابرآن قضاوت دارد و نسبت به تمام آنچه در اطرافش وجود دارد واشخاصی که ازنعمت علم برخوردار نیستند بیشتر تکیه به همکاری وکمک دیگران خصوصا آن اشخاص فهمیده می کند که در نزدیکی شان وجود دارد اما هرکسی یگ نگاهی خاصی نسبت به زندگی و تحولات آن دارد که نقش بسیار بسزایي درتعیین شخصیت فرد دارد ما پیش ازاینکه بیاییم تحلیل دقیقتری نسبت به شخصیت اشخاص داشته باشیم می آییم نقش محیط و ماحول را درتعیین هدف وشخصیت اشخاص درنظر میگیریم .
معمولا اشخاص درسه شرایط مختلف قرار میگیرند:
ادامه نوشته را در آدرس زير بخوانيد:
http://indo-afghan.blogspot.in/p/blog-page_25.html






0 comments:
Post a Comment