RSS

وضعیت کنونی افغانها وسرنوشت افغانها بعداز 2014:

حسن احساني

 

 قسمت چهارم و پاياني:  آيا واقعاً امريكا افغانستان را ترك خواهد كرد؟ 


یک واقعیت را که باید هیچ زمانی فراموش نکنیم که هیچگاهی یک کشوربیگانه دراین زمان بدون منافع شخصی اش برای کشوری دیگری کمک نمی کند حتما باهدفی که دارد و تحقق آن اهداف را درمکان وموقعیت خوب بررسی کرده وبه کمک ویا بهرحالتی برای عملی نمودن ورسیدن به هدف خود کوشش میکند. حالا آمریکا ابرقدرت جهان بامصارفی که متحمل شده درطول 10 سال ترک کردنی نخواهد بود به هرنحوی که شده استقرار خود را با ایجاد یک پایگاه نظامی دراین کشور را حتمی میسازد حالانکه حظورا در سال 2014 افغانستان را ترک خواهد کرد که علت بیرون شدن نیروهای آمریکا زیرسوال رفتن دولت آمریکا توسط افکارعامه است که خواستار مردم آمریکا برای برگشتن قوای آمریکا است سوال مردم ازدولت برحسب منافع کشور آمریکا درافغانستان است که بارها دولت آمریکا بر روی این مسله زیر سوال رفته است که مردم خواستار روشن شدن منافع آمریکا درآفغانستان هستند ونارضایتی جدی را دراین زمینه نشان داده اند.
علت های که میتوان دریافت بر ترک ننمودن آمریکا:
v   موقعیت استراتیژیک افغانستان: افغانستان کشوری است که درقلب آسیا قرارداشته و ازلحاظ سیاسی دارای ارزش استراتیژیک بالای می باشد زیرا این کشور با چین ازجمله رقیب های عمده آمریکا است مرز دارد و همچنان این کشور هم مرز به کشورهای آسیای میانه است که راهی است برای تحت کنترل نگهداشتن قدرت روسیه وپیشگیری از پیشرفت روسیه.همچنان این کشور مرزمشترک با ایران یکی ازکشورهای پرقدرت اسلامی که تنها یکه تاز میدان رقابت دربرابرآمریکا می باشد. این دلیلی بسیار خوبی برای بودن آمریکا می باشد.
v   هدف چندین ساله آمریکا برای زیرکنترل داشتن افغانستان: آمریکا با کمک کردن مجاهدین درجنگ های علیه شوروی وقت توانست که روسیه را دراین میدان شکست دهد اما بنابر دست داشتن ووسوسه های کشور پاکستان این کشوررا ترک کرده واین کشور را میدان یکه تازی های طالبانی ساخت که زیرکنترل پاکستان بود که بعد ازگذشت چندین سال وپرقدرت شدن طالبان این رژیم حاکم یک تهدید نه تنها برای آمریکا شد بلکه تهدیدی را برای تمام جهان بوجود آورد که نمی تواند دوباره این اشتباه را تکرار کرده و خواستار بودن دراین کشور خواهد بود.
بودن کشور آمریکا درافغانستان تازمانی که مادرکشور خود دارای یک نظام پاسخگو وسالم نشده ایم ضروری بوده واست زیرا اگر آمریکا افغانستان به همین نحوی که است بحال خود گذاردچیزی رابجز خانه جنگی ها نخواهیم داشت که این نه تنها به نفع آمریکا نیست بلکه حیثیت آمریکا در دنیا زیر سوال خواهد برد و هیچ کس برآن اعتماد نخواهد داشت.

قسمت هاي گذشته:
http://indo-afghan.blogspot.in/p/blog-page_25.html

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • RSS

از آن روز سخت مي ترسم


نجم الدين الهام


از آن روز سخت مي ترسم
كه روزي بعد ازين دنيا
جهان ديگري را مگر
به خواب خويش نتوان ديد

عجب است گرچه انساني- كه بعد از صد هزار سالش
به مثل سبزه مي رويد
دوباره زنده مي گردد
دوباره زندگي دارد
چو امروز آنچه تو داري

چنين گفتند چنين ها را شنيديم از چنان مردم
چنين است عاقبت آخر كه مي داند به كجا معلوم؟
تو از خود جاذبه داري حقيقت آنچه مي گويد
بخوان يوم القيامت را بدان آنچه خدا گويد

نجم الدين الهام
.

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • RSS

قانون كاميابي

 

نويسنده: پارامهانسا رامانندا

ترجمه : عليرضا جعفري

قسمت اول

آيا نيرويي هست براي نمايان كردن رگ هاي پنهان ثروتمندان و آشكار كردن ثروت كه هيچگاه در خواب هم نديده ايم؟ آيا نيروي وجود دارد تا براي مان صحت، خوشي و اگاهي به بار آرد؟ عالمان داناي هندوستان معتقدند كه اين نيرو وجود دارد. آنها تاثير اين قانون را كه برايت كار خواهد كرد را ثابت كرده اند؛ در صورت كه امتحان هاي شان را درست انجام دهيد. پيروزي هاي شما در زندگي همه به توانايي و آموزش وابسته نيستند بلكه به قصد تان براي استفاده از فرصت هاي كه پيش رو داريد هم بستگي دارد. "فرصت ها با شانس داده نمي شوند بلكه ساخته مي شوند." فرصت هاي كه اكنون و يا در گذشته داشته ايد، را خود تان ايجاد كرده ايد. پس هنگام كه آنها را به دست آورديد، بايد بهترين استفاده را هم از آنها بكنيد. اگر تمام منابع موجود و توانايي هاي طبيعي را براي برداشتن موانع سر راه تان، به كار گيريد، نيروي كه خدا براي تان داده را تقويت خواهيد كرد، نيروي كه از درون تان سرچشمه مي گيرد. شما توانايي فكر كردن و قدرت خلق كردن را داريد و بنابرين حداكثر استفاده از اين نعمت ها را كنيد.

قدرت فكر كردن
شما توسط طرز فكر تان شكست و پيروزي را ثابت مي كنيد. كدام يك در شما قوي ترند؟ افكار پيروزي يا افكار شكست؟ اگر افكار تان معمولا منفي است، پس تنها بعضي اوقات به پيروزي انديشيدن باعث پيروزي نخواهد شد. اما اگر درست بيانديشيد به هدف تان خواهيد رسيد؛ حتي اگر محصور تاريكي باشيد. تنها خود تان مسئول كارهاي تان هستيد و كسي ديگري در آخر پاسخگوي اعمال تان نيست. كارهاي تان در دنيا، سرنوشت تان و فعاليت هاي گذشته تنها توسط خود تان صورت گرفته است و كار تان زماني پيروزي محسوب مي شود كه در خدمت به همنوع صورت گرفته باشد. هيچگاه اشتباهات تان را مرور نكنيد بجايش بگذاريد تا با انديشه هاي جديد خود شان پاك شوند. مگر اين آسايش نبايد باعث از بين رفتن قدرت تفكيك تان گردد بلكه بايد با اين كار، به اعماق آرامش دروني خود برويد. همگامي با حركت و جستجو، شما را قادر به اين مي سازد، تا در مورد كاري كه انجام داده ايد، درست بيانديشيد و اگر اعمال و افكار تان به بيراهه رفت، دوباره مي توانند، هم تراز گردند و اين قدرت هماهنگي تنها با تلاش و تمرين به دست مي آيند.

خواستن توانستن است
همراه با مثبت انديشي بايد از نيروي اراده، و فعاليت متواتر استفاده كنيد تا به پيروزي دست يافت. تمام پيروزي ها نتيجه اراده مي باشند مگر اين نيرو هميشه قصداً مورد استفاده قرار نمي گيرد. دو نوع اراده خودآگاه و ناخودآگاه وجود دارد. محرك تمام نيروي شما، خواست و اراده تان است. بدون قصد و خواست تان، شما نمي توانيد راه برويد، صحبت كنيد، فكر كنيد، و يا احساس كنيد. درينصورت قدرت اراده سرچشمه تمام كارهاي تان است. براي به كار نگرفتن اين نيرو شما بايد كاملا بدون فعاليت فزيكي و فكري باشيد حتي زماني كه شما دست تان را حركت مي دهيد از قدرت اراده تان استفاده كرده ايد و امكان  زندگي بدون استفاده ازين قدرت وجود ندارد. اراده ميكانيكي ناشي از بي فكري در استفاده از قدرت اراده است. اراده خودآگاه  نيروي حياتي است كه اهداف و مقاصد مان را همراهي مي كند، محرك كه بايد خردمندانه كنترول گردد. همان گونه كه شما اراده هوشمندانه نه ميكانيكي را در خود تقويت مي كنيد، بايد مطمئن باشيد كه قدرت اراده تان مفيد است نه براي مقاصد خطر آميز و بي مصرف. براي ايجاد اراده محرك، كارهايي را در زندگي تان انجام بدهيد، كه فكر مي كرديد قادر به انجام آن نبوديد و يا از كارهاي كوچك تر شروع كنيد. همانطور كه اعتماد به نفس و قوه اراده تان فعال تر مي شود، مي توانيد براي اهداف بزرگتر نقشه بكشيد. مطمئن باشيد كه انتخاب درست كرده ايد و شكست را نپذيريد. تمام اراده خود را وقف انجام يك كار در يك زمان بكنيد. نه نيروي تان را پراكنده كنيد و نه هم كارهاي تان را نيمه رها كنيد.

ادامه دارد....

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • RSS

وضعیت کنونی افغانها وسرنوشت افغانها بعداز 2014:

حسن احساني
وابسته به گذشته:
قسمت سوم: وضعیت کنونی افغانستان ازلحاظ سیاسی:

    دولت افغانستان کشوری است که تازمان محمد داود خان براساس نظام ریاستی حکومت میشد و شده است واین حکومت بیشتر انحصاری یک قوم بوده وفکری را درذهن آنها خلق کرده است که باید همچنان نظام ریاستی وجود داشته باشد وقدرت بدست همان اشخاص. تااینکه بعضی تغیرات درزمان داود خان صورت گرفت که آنرا به نظام جمهوری بدل نمود که بعدازآن شورش های مختلفی درافغانستان صورت گرفت تااینکه بعد از حکومت افغانستان به نظام ریاست جمهوری کنونی تبدیل شده است که هنوز هم خواب ها ازسرشان نیافتاده و گاه ناگاهی برخلاف قانون که تمام مردم افغانستان درساختن آن سهم گرفته و ساختند بعضی حرکت های صورت می گیرد ولی بیاییم آنچه درافغانستان جریان دارد بنگریم:
v   افغانستان فعلی میدان قوم جنگی ها: درابتدا بیاییم که در مورد اقوام افغانستان معلوماتی داشته باشیم. افغانستان کشوری است که درتشکیل آن اقوام مختلفی همچون پشتون ، هزاره، تاجیک ، ازبک، و دیگراقوام خورد وبزرگ بودوباش دارند که ازبین آنها پشتون ها تقریبا 38% هزاره ها 19% تاجیک ها 19% و ازبک ها 6-11% طبق آماری که توسط سازمان عفو بین الملل صورت گرفته مشخص شده است که تاجیک ها بنابر وضعیت اجتماعی شان در رده دوم قرارگرفته است.اما چه حالتی دربین این اقوام جریان دارد بسیاردردآور است دراین میان اقوام که دارای اکثریت اند بنابرادعای اکثریت فکرازبین بردن اقوام اقلیت دیگر را درسرمی پرورانند که در سالهای اخیر شاهد افکارشوم شان بوده ایم که باعث خانه جنگی های زیادی شده اند که مردم هزاره مجبور به مهاجرت ها درکشورهای بیگانه گردیده اند نه تنها پشتون بلکه هرکدام قوم رهبر های شان دست به کارهای زده اند که باعث اختلاف دربین اقوام گردیده است اما آغازگر این عملها  کی ها بوده مشخص است  که با غصب کردن حق 19% مردم قصد ازبین بردن آنهارا داشتند که نمونه آن زمان عبدالرحمن خان که حادثه فراموش نشدنی است بنابر این دردوران دموکراسی فعلی بازهم همان عمل ها جریان داشته ودارد که نمونه های بارزآن را در دوایر دولتی میتوان تجربه کرد که ازدیگر اقوام چقدر وجود دارند درتمام نقاط افغانستان کوشش بر کنار کذاشتن ودرنظرنگرفتن جمعی کثیری از مردم افغانستان شده اند. بنابر کنفرانس بن اول درافغانستان دردوایر دولتی وزارت ها و پست ها تقسیم شده بود که دردوایر دولتی 12% حق هزاره ها بود که از آن تنها در بخش امنیت 9%آن رعایت می شود اما در دیگر وزارت یادی از هزاره ها گرفته نمی شود.
وقتی ما میشینیم دربحث بااقوام مختلف اولین حرفی که ازدهن شان بیرون می شود همانا گذشت کردن درمقابل یکدیگر است امانمی دانم که این چطور گذشت خواهد بود که یک ملیت درنظر گرفته نمی شود؟. تا این حالت جریان داردتا زمانی که هرقومی که به حق خود نرسد من آینده درخشانی برای افغانستان نمی بینم وحتی فکرش هم کرده نمی توانم زیرااین جمع کثیری مردم تحمل نخواهند داشت.
v   نبود یک نظام سیاسی پاسخگو:معزله دیگری که مردم افغانستان درگیر آن هستند که ارگان های دولت پاسخگو به عملکردشان نیستند زیرا کسی نیست که ازآنها سوال کند درافغانستانی که تمام اعضای بلندرتبه دولت به نقض قانون ودیگر اعمال دست دارند خوب چون دارای قدرت و پول اند میتوانند که به ساده گی قضات محترم را بخرند وحالا که روند رشوت گیری ورشوت دهی آنقدر بالا رفته که ای کاش اقتصاد کشور همین قدر ترقی میکرد.
v   علت دیگری که میتوان آنرا ذکرکرد همانا پارلمان افغانستان است که دراین مکان به گفته خودشان خانه ملت است جز خروس جنگی ومرغ جنگی چیزی دیگری دیده نمی شود. این مکان میدان رقابت های قوم های مختلف و گروپ ها گردیده است که حتی برای تعیین کردن اعضای خودشان برای منصب های مختلف داخلی دچار مشکلات بسیار رنج آوری گردیده اند که مردم دست ازاعتماد از این خانه کشیده اند.
چیزی دیگری که قابل ذکر است آن بیسوادی بیشتر نماینده گان است بالفرض که وزیر اقتصاد برای پاسخگویی احضار شود پس دراینجاست نماینده محترم بیسواد ما چی خواهد پرسید بغیر ازاینکه به فرض مثال در افغانستان کوچی ها چقدر زمین های مردم را غصب کرده اند . خوب چیزی که واضح است غیر آن توقع نمی شود ازاین مردم که سالها در صحرا بوده اند..
v   تعدد احزاب درافغانستان: تعدد دراحزاب علت دیگری بر عقب مانده گی افغانها شده است که مردم افغانستان به گروه ها وشاخه های مختلف تقسیم کرده است . اگر این احزاب ورهبران شان به چیزی به غیر از توقعات و تمایلات خویش می اندیشیدند ما حد اقل پیشرفتی در هرزمینه خواهیم داشت. درافغانستان چیزی که پیشرفت کرده است همانا شرکت های مختلف خصوصی بخش ارتباطاط است برای مردمی که از گشنگی میمیرند ما نیاز به آب و نان داریم نه به چیزی دیگری. حتی این شرکت حالا دست به پروگرام های می زنند که به نظربنده ما اصلا نیاز به آن نداریم به گفته خودش درحال گسترش موسیقی است ما نیاز فعلی ما موسیقی نیست نیاز ما شرکت های تولیدی است که از تعداد بیکاران کشور بزداید واین کشور را بسوی ترقی سوق دهد اما متاسفانه.............
خوب فعلا با ارایه این نکات قضاوت به دست شما. شما چه آینده به برای افغانستان پیشبینی می کنید؟
سال 2014 سال سرنوشت سازی است برای افغانستان زیرا بودن آمریکا درافغانستان ازهر لحاظ برای کشورما مفید بوده است :
·        اولین مفاد آن اینست که ازخانه جنگی های مختلف جلوگیری نموده و هر نوع عمل خلاف قانون حقوق بشر را سرکوب می کند .
·        مفاد دیگر آن آموزش نیروهای افغانستان بوده که تا حال آماده گی برای حفظ امنیت افغانستان ندارند ونیاز به آموزش های زیادی دارند.
·        مفاد دیگری که می توان آنرا ذکر کرد همانا جلوگیری از حمله احتمالی طالبان در افغانستان است آمریکا دراین نقطه نقش عمده بازی می کند.
اما سوال اینجاست که بعداز خروج آمریکا چه اتفاق های احتمال رخ دادن دارد؟ آیا تاثیری بالای دولت افغانستان خواهد داشت؟ آیا پیمان استراتیژیک که با آمریکا دردی از افغانستان دوا خواهد کرد؟ و آیا پیمان های استراتیژیک که فعلا آغای کرزی در تلاش برای گرفتن جواب مثبت است مشکلی را حل خواهد کرد؟
احتمالات زیادی وجود دارد درذهن مردم افغانستان که آنرا طور ذیل بیان می کنم:
·        جنگ های داخلی درافغانستان: یکی از احتمالاتی است که جامعه افغانستان درواهمه به آن به سرمیبرد وتا بحال جواب قانع کننده ای ازطرف دولت برای حل این نگرانی بدست نیاورده اند نه تنها جواب درستی بدست نیاورده اند بلکه عملکرد های دولت برنگرانی مردم افزوده است.
·        حمله دوباره طالبان درافغانستان و دوباره بدست آوردن قدرت: نگرانی دیگری که ذهن مردم شریف افغانستان را آزارمی دهد همانا حمله احتمالی طالبان در افغانستان و بدست گرفتن دوباره قدرت است. علت آن ناکام ماندن عملیات مختلفی که توسط نیروها صورت گرفته است زیرا باکوشش های که دولت افغانستان برریشه کن ساختن طالبان کرده اند تابحال موفق نشده اند که باعث نگرانی های زیادی برای این مردم شده است.البته نگرانی به جای است زیرا تهدید طالبان درهرلحظه دربیخ گوش افغانها است .
اگرچند برای ازبین بردن طالبان ازهر شیوه ای برای ازبین بردن آنها استفاده کرده است که موفق برآن نشده است وعلت آن نبودن شفاف بودن سیاست های دولت است زیرا یک روز طالبان برادرهای آقای کرزی شناخته می شوند حاضر به صلح می شود اما برای باردیگر به عنوان دشمن. نمی دانم رییس جمهور کسانی را که درطول سالهای مختلف برادر افغانها را کشتند چطورمی تواند آنهارا به عنوان برادر  خواند آیا شکی که من کرده ام شما کرده اید یاشما یقین دارید؟

قسمت هاي قبلي اين نوشته را در آدرس زير بخوانيد:


  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • RSS

On Some Questions About Afghan Culture

Farshad Bonyady

"What is culture?", "What do we mean by Afghan Culture?", "Is Afghan Culture under threat?", "What are the factors that threaten Afghan Culture?" "Can we stop the changing trend of Afghan Culture and if yes, then how?" are questions that i have been dealing with for some times and in this article I would like to share my views with you.
            Till now different definitions of Culture has been given, each focusing on specific aspects. One of these definitions says that "Culture is a complex and dynamic social system that has been created along by the evolution of mankind, for his better adaptation with social and natural life and for continuation of a more healthy and creative life, that transits generation by generation. It includes information, believes, arts, moralities, laws, behaviors and all other skills that has been acquired by people as members of a society."

A glimps of Afghan Culture

            Considering the above definition, we can infer that Afghan Culture is the accumulated material and immaterial achievements of Afghans that includes various celebrations such as Gul-e-Sorkh (Red Flower), Samanak, Farmers' ceremony, Haft-Meiva, Independence Day; various Types of music encompassing Classical Music, Theosophical Music; numerous kinds of sports such as Buzkashi, Athletic, Hunting and last but not the least, the Afghan Arts. Afghans have developed each part of their culture during their long social existence; however, each part has undergone certain changes according to the changes incurred in society.
Moving forward, I would like to pursue whether Afghan culture is under threat or not and if yes, then what are the Potential threats?
Each nation's culture is changing successively in according to changes in other aspects of society that is economics and politics and of course, it must change. Since, culture is the mean of better adjustment of human beings with nature and seeing the fact that nature and social life undergoes changes, culture also must bare certain changes. If by Afghan Culture's being under threat, we mean the changes it faces, then I must claim that yes, it is facing changes and it is under threat and it can't be stopped. But if by Afghan Culture's being under threat, we mean its total overturn then I would like to assume that such potential threat doesn't exist, however there are certain factors that has already harmed Afghan Culture and if not controlled, in the long run, it would impose dramatic changes.
            These factors include war, corrupt and failed state, globalization and ignorance.
Ø War has been the most dominant and harmful threat to Afghan culture and it still remains the same, specially, when the combating sides have poor war morale or totally lake it. We Afghans have experienced this vicious phenomena more than other nations. More than thirty years of imposed aggressive and civil wars has left nothing but a lifeless society. Along by these wars which resulted in failure of the protecting bodies, opportunists theft and trafficked whatever valuables they found. Besides the harmful physical impacts, war can impose harmful mental and psychological impacts also; the outcome would be a mass of aggressive and obsessive people. On the other hand, in a war torn society, since culture can't meet the demands of the people and can't continue its normal trend, the people then mimics other's cultural elements and this creates an imitative culture.
The Murdered Buddha and the Taliban
Ø Corrupt, Failed and Partial State is the other threatening factor that can cause dramatic changes in cultural existence of the society. They either can't protect the cultural monuments of the society or deliberately manipulates various aspects of a nation or an ethnic group's cultural existence. What we experienced in these field, was Taliban's Oppressive and illogical governance. From the beginning they intentionally attacked numerous socio-cultural institutions and monuments for implementation of Sharia. These Chauvinists tried their best to suppress other ethnic minorities. In fulfilling their desire of Promoting Sharia Goodness and Avoiding Badness, they suppressed to the utmost and demolished whatever they found. A Minor example is the demolition of Buddha Statues that long resisted all the natural disasters. Their reactionary ideological positioning which opposed each and every western-style achievements even resulted into fighting visual fine arts such as painting and cinema, a situation where the entire archive of Afghan cinema could have been lost.
Ø Globalization is an economic, social and cultural process through which peoples pertaining to different cultural geographies contact each other and affect their behaviors mutually. This phenomenon in its centrally industrialized form fastened its role by 1830s. It acted in cultural, social, economic, technological and communication contemporaneously.

Modern scientific technologies such televisions and internet which are the tools of globalization has been affecting every corner of the world including mega cities, remote deserted areas and mountainous communities, instruments that have changed the tastes, habits, behaviors and customs. Adding to these Cinemas, we would see that these changes get folded. Globalization affects the societies positively or negatively in accordance to the flexibilities and knowledge of the people residing there. Afghan culture
isn't and can't be excluded from this fact. Among these new technologies, Afghan Culture faces major threats of change from Hollywood and Bollywood, which are the tools of soft power. In Our society, most of the women may not know the name of minister of Women's Affair, but they certainly know the name of female protagonist of "Kasauti zindagi Ki". We can see in the streets that the Araqchin hat and Pakool which used to be the classic fashions of Afghan youth has been replaced with modern stylish hats. We can see that Velvet and Brocade cloths that used to be the typical design of Afghan women and girls have given its position to Sari, Punjabi and so on.

The other cultural impact of globalization is the institutionalization of Consumption Culture and cultural consumption in backward countries. We no longer use eggs, Potatos boiled in their jackets (Kachalo Joshak) or home-made chips as fast food, instead we use Macdonald's Burgers and chips. It is obvious that unless you change the taste of a youth, you can't sell your hair gel, your sunglasses, your shaving cream and machine, your fair and lovely anti-sunshine cream. It's really obvious that the globalized capitalist system, for promoting their scale of production and market, as a primary plan changes the potentially resistant elements of local culture whether it's their religious values ortheir custom local perception of nature. As an Example, to dispatch the women as cheap labor force to market, they need to manipulate and change the classic and prevalent religious mindset and believes of that society. Or the contemporary believe about women as has been said by the Ministry of Women's Affairs is " World is a market and its most precious good is women." This is not the ending point of the story. The developing countries that have been experiencing standstill in their normal lives, have long been using the goods produced by others, the habits produced by others, the tastes of others and even the thoughts of others.

        Therefore, it can be seen that globalization is one of the change imposing factors on Afghan Culture and by inserting new lifestyles makes a compound and imitative lifestyle and besides that creates individual identities.

Ø Ignorance can be another threatening factor to cultural life of a nation because people are also equally responsible to protect their favored and positive lifestyles and cultural monuments. In the absence of this, as an example, people even try to build housings on places that are important historically and the places that must be kept aside of such structures. Beside this, war, failed and corrupt state, consumption culture and cultural consumption have causal relation with ignorance of society. In other words, wise people can never be victims of deliberate wars and failed states and counteracts strange negative aspects of other's cultural elements.
Beside these four major factors, we might be able to assume natural disasters threatening historical monuments, which is a rare phenomena and their might be other major factors that I have been ignorant with.
To this point, I hope that I have answered the question "Is Afghan Culture under threat?". "How to protect Afghan Culture?" is another question that needs to be answered. Well, do we really need to do so? Do we need to protect each and every element of Afghan Culture? What are your answers? My answer is no! A Bold No!
As I mentioned earlier that culture is a complex system that is created simultaneously with production system for further welfare of human life in societies. It must be remembered that culture is dependent to the producing system and in its evolution process, bears certain negative aspects that slow down the normal socio-cultural and economic development. Therefore a culture has the eligibility of being protected that guarantees social welfare.
The following elements of Afghan Culture needs not only to be protected but instead must be fought with.
*    Though we have various auspicious Sports, but sports such as Dog Fighting, Camal Fighting, Partridge Fighting, Cock Fighting and Hunting are all vulgar sports that are deep rooted in our culture and are the outcomes of our condemnable mindsets regarding these animals.
*    Feudal and traditional culture is the most reactionary element of Afghan Culture. The places where it is as vital as it was, is the most backward regions of Afghanistan, though they themselves may not know. This culture is mainly featured by Paternalism, Bacha Bazi, lake of mutual respect, understanding and acceptance, regionalism, Destinism, wrong believes regarding society, nature and life, Talisman-writing, geomancy and Tribal Chauvinism.
Finally, I would like to Conclude that Afghan Culture alike other cultures in the world is in its non-stoppable process of gradual changes in accordance to global, regional and national social life changes and we can't stop it. The only thing we can do is to fight the reactionary elements of our culture and decrease the scale of damages incurred by unwanted and imposed war and natural disasters, or simply by managing the unavoidable and avoiding the un-manageable.

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • RSS

به اهل نوروز و بهاران

نجم الدين الهام



بيـا از نـو بيـا حـالا بخوانيـم     
بيـا از دره و دريـا بخـوانـيـم
بــراي سـرزمـين خـسـتـه اي مـا     
دعــا گـويـيـم وز دلهـا بخوانيم
مـن و تـو نـسل آفتابيم و آبيم 
چـو امـواج دل دريـا بخـوانـيـم
بـروز اول هــر سـال خـورشــيد 
چـو گـل خنده كنيم شيدا بخوانيم
كسـي كـو اهـل نـوروز و بهارسـت 
به دربـار علـي مـولا بخـوانـيـم
بــراي لالـه و رنگـــ بـهـاري      
بيــا تـا شعـر مـولانا بخـوانيم 
سـلام سـبـزه و آهنـگــ نـي را      
به گــوش لالـه در صحـرا بخوانيم
بهاران است و نوروز است و هفسين
به فـصـل شـادي دلهــا بخـوانـيم
جـوانـان اي وطنــداران يـاران 
به لـفظ سـاده ميـنا بخـوانـيم
بــدور انـداز حجـاب نفـرتت را     
                 بـه پـاس عشـق تا فـردا بخوانيم


  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • RSS

بهار آمد

بهار با چهره ای لطیف و زیبایش در سرزمین ها گام می نهد زیرا بهار تفسیر زیبائیست و بهترین و زیباترین مظهر طبیعت است. بهاریکه در فضای گرم و مبهوت، صلح و برادری، صمیمیت و صداقت با اشعه زرین بامدادان که در فروغ خورشید بهاری نشسته ایم چهره لطیف و مهربان خود را می افشاند و ابرهای غواص را که با ناز از دل دریاها بر می خیزد زیرکانه و خادمانه در رخسار گلها و چمن ها می نشاند و سپیدی خورشید قطره های شبنم را بصورت زاج های  ژاله سحری می پاشد و در تک برگهای گل و سبزه زارها اشک سمین بامدادی مرواریدگونه را غلطانده و عطر های مشک و شنگرف می پاشد و همه را در بر میگیرد.
پس با توجه عمیق باز بنگریم و احساس کنیم می بینیم که فرش های عبقری را در طبیعت بهار پوشانیده و عنبرهای بهشتی را بهار زیبا حاشیه دوزی می کند که مثل گنج شایگان برای ما هدیه میدهد که با این هدیه مرجان گونه اش چهره دنیا زینت خاصی بخود می گیرد. تنها دشت و کوهها طراوت خاصی ندارد بلکه در مغاک های زیر دریاها آنجا که مرجانها با ماهیان و با زبان گنگ خود جوانه های خونین را برقرار می نماید و آهنه دار میشود دنیای که بیدار میشود و حرکت و خیزش را بمیان می آورد بهاریکه حرکت و احساس را در هر انسان پدید می آورد و شنیدن آوای صبح عشق این اقلیم خاکی ناگهان در هر فرد از جامعه بال میزند و به امیدها جان تازه میبخشد، گوئی اعجاز غم را این آهنه دار شور بهاری می زداید. بهاریکه آرام و پاورچین از راه میرسد و در مسیر حرکتش بدون تحقیر و نا امیدی در قلب همه جا گرفته و تمام خرابی ها و بی حرکتی ها را به آبادانی و خرمی مبدل و به جنبنده حرکت تازه ای می بخشد.
بیا مثال طبیعت از خواب سرد اندیشه های کهنه و بیهوده بیدار شده و بهار کار و جوانی را از سر بگیریم وبرای بهار نیکوکاری و دانش آموزی و پس اندازی، دستور تازه و بهتر ساز کنیم. بهار که جهت و حرکت میدهد بدین جهت است زمینه ای در زندگی ما فراهم میشود تا یکدیگر را بپذیریم همان طوریکه آفریده شده ایم اگر نپذیریم خود را از دست میدهیم زیرا بهار فصل وصال است و زمان غرق شدن در بوی باران، بوی دریا، بوی شبنم، بوی دشت، بوی دوستی و محبت پس که چنین است بهار را باید دوست داشت.
بهاری که شوریدگی و سرمستی را ایجاد می کند پس بیائید ازین بهار جست و خیز استفاده نموده تا خود و جامعه خود را از غبار انبوه ساکت و خموشان برهانیم.
 


فصل بهار

ای که در خود شرر فصل بهاری داری
                  ای خوشا تو خبر فصل بهاری داری
گل بخندید به رخسار چمن تا بشگفت
                   گفت آن چشم تر فصل بهاری داری
بلبلان جان بگرفتند ز هوای جانان  
                   باغ و بوستان فر فصل بهاری داری
روز و شب ناله ای مستان بلند میشنوی  
که به شب یک قمر فصل بهاری داری
صبح دم بشنوی از مرغ سفیران چمن
           تو ببینی گهر فصل بهاری داری
آدم از شوق بهاران به چمن می آید   
تو چه شوق به سر فصل بهاری داری
عطر گلها بفشانند به رخسار چمن    
تو چه بوی به بر فصل بهاری داری
شبنم روی گلان صج دمی تازه شود    
بین گلها سفر فصل بهاری داری
همه از رشحه باران تر و تازه شود  
                   در چه فصلی ثمر فصل بهاری داری
سنبل الطیب بروئید به هر جا و مکان
                  تو به فکرت سمر فصل بهاری داری
فصل عشاق و می ناب بشارید اکنون  
                  کنجی باغی نظر فصل بهاری داری
حشمتا آی بیرون معجزه رب بنگر
در جهان سیمگر فصل بهاری  داری

حشمت الله رجاء واعظ زاده

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • RSS

بهار آمد

بهار آمد و بلبل ها پر گشوده         جوانه هاي گل ها سر گشوده
بهار آمد، بهاري تازه داريم          سرود عشق را آوازه داريم
بهار آمد بشوييم كينه ها را           نماييم پاك درون سينه ها را
بهار لبريز شور و عشق باشد        صفا رويش زنور وعشق باشد
بهار آمد، طفلان شاد و خندان       هيجاني ولب محكم زير دندان
گرفته راه مكتب با شوق بسيار       نمايند تحصيل، آرد ميوه و بار
بهار آمد و تغير باشد پيامش          برايت اي جوان دارد سلامش
روان شو سوي تحصيل وكارت     بسوزان اوراق جهل روز گارت
بسوزان صفحه هاي تار تاريخ       زنو بنويس ميوه و اثمار تاريخ
بيا و دست دراز هم وطن گير        نگهباني اين سرو و سمن گير
دستمالت بگير، دور كمر كن         تمركز حواست  به ديد سر كن
بسنج هر چه بنفع مملكت است       ببند آن صفحهء كه بايدش بست
بيا سرماي زمستاني را دور كن      عداوت را بگير زنده به گور كن
بيا گل كاريم و گلستاني بسازيم       خانهء ثابت و جاويداني بسازيم
بيا گوييم ما از عشق و از گل        بيا تا بشنويم خوش آواز بلبل
بيا بگذار جوانه ها سر در آرد       زمين عشق و زمان گهر ببارد
هميشه اين آرزو دارد، دل من       شما جور باشيد و آباد باد ميهن

محمد رضا احسان- شهر پونه

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • RSS