RSS

وضعیت کنونی افغانها وسرنوشت افغانها بعداز 2014:




حسن احساني

قسمت اول:

پیش ازاینکه داخل بحث شوم، می خواهم که یک چشم اندازی داشته باشم به حکومت های قبل ازنظام ریاست جمهوری آقای کرزی وداشته ها و نداشته های ما. زمانی که قدرت به دست اشخاصی بنام مجاهدین افتاد آنها کسانی بودند که غیراز منافع شخصی خودشان چیزی دیگری را درنظر نداشتند که باعث جنگ های جبران ناپذیری دراکثر نقاط کشور گردیدند و تمام آنچه که ازبقایای جنگ های ضد روس مانده بود هم بجا نماند وچیزی را كه به ارمغان آورد همان حزب بازی ها وخانه جنگی هاو مقاومت های گروپ های مختلفی که در کشور بوجود آمده بود و افغانستان کشور عزیز ما به میدان جنگ های داخلی بدل گردید. در این زمان کشورهای دیگرهمسایه وقدرت های بین المللی دست به کارشدند و با نفوذ در تمام قدرت دولت سهم گرفته و یکنوع استبداد سیاسی را به وجود آوردند و بعد از آن تشکیلی به وجود آمد بنام طالبان که بازهم گروههای مختلفی که در کابل ودیگر مناطق وجود داشتند بعضی شان به همکاری و خواستار معاهده همراه طالبان شدند وبعضی به نام خود مقابله را به ضد آنها بوجود آوردند بیخبر ازاینکه که خود ویاغفلت شان باعث بوجود آمدن گروه طالب شده است ودامن گیر خودشان . طالبان باشعار اسلام داخل افغانستان شده وحکومت خودرا ابتدا از شهر قندهار باتسخیر آن آغاز کردند.
آمدن طالبان دراوایل پیامد های مختلفی برای مردم عزیز ما داشت که بعضی ها دلخوش از آمدن طالب ها وحکومت اسلامی بودند بیخبر از اینکه اینها کسانی اند که به زور شاید روزانه بدون وضو بالای مان نماز بخوانند و بیخبر از آنکه شاید روزی جوان های ما وشما را بدون گذاشتن نشانی به قتل برسانند و انسانهارابخاطر نگهداشتن موی اعدام ویا شکنجه کنند وبیخبر ازآنکه روزی خواهد آمد بالای ما که ما حتی اختیار مال واموال خودرا نخواهیم داشت.
اما این باورها ازجامعه ای که ازآغازش جنگ وخونریزی وخاتمه اش که معلوم نیست اما تاحال که خونریزی است وازجنگ خسته شده باشند بعید نیست زیرا آمدن هرآیینی یک امیدی امنیت و آرامش را باخود می آورد اما این امیدها چقدر درست از آب درآمد چیزی است که ماو شما همه دیده ایم و میبینیم زیرا این لازمه یک نظام جدید است که باخود پیامی آورد تا مردم عوام ازمقاومت دربرابرآن قدرت خود داری کنند واین یادمان باشد که همیشه امید وامیدواری بنابرلازمه جامعه خلق شده وبنابر برداشت های که دارند ازعوام  دربین مردم پخش میکنند که این نظام بنابر نقاب اسلام پدید آمدند.
آیا تابحال این سوال درذهن شما آمده است که چرا این حیوانات انسان صفت اسرار برمنع تکنالوژی نوین بود مثل کامپیوتر و تلویزیون وامثال آن؟
از این مطلب می توان چند چیز رابرداشت نمود که هرکدام جای تامل وغور راخواهد داشت:
1. هرکشوری زمانی که قانون اساسی را می سازد ویا اینکه بهتر بگویم زمانی یک کشور بوجود می آید متنفذین و قانون گذاران آن کشور برای نظام شان بعضی از منافع ویا بهتربگویم هدف های را مشخص می کند و تلاش برای بدست آوردن می کند که بنام منافع ملی یادمی شوند که برگرفته ازخواسته های مردم آن کشور می باشدپس واضحا پاکستان یکی از کشورهای همسایه بسیار نزدیک ما است  که ما با این کشور هم مرز هستیم که  تمام مال و کالای ما مصرفی ما تقریباازاین کشور وارد می شود ویکی از عامل های بوجود آمدن طالبان در افغانسان است برای اینکه برای همیشه مارکت کالای خویش را حفظ کند کوشش برآن داشته ودارد که افغان ها ازتکنالوژی نوین عقب مانده ودست رسی به علوم جدیده نداشته باشند بنابرآن نتوانند که دارای صنایع پیشرفته شوند چه درعرصه زراعت وچه در عرصه صنعت. بنابر حفظ منافع ملی خودش که همان پیشرفت در عرصه صادرات است دست به کاری زد وبلای بوجود آورد که فعلا خود دچار آن گردیده ونمی تواند که از آن چشم پوشی کند اما بااین کارش ریشه رشد اقتصاد کشور مارا کند که متاسفانه ما تا حال براین پدیده غالب نیامده ایم.
2.ما نگاه کوتاهی دلیل اقتصادی این پدیده را بررسی کردیم اما ازلحاظ سیاسی می توان دلیل اصلی برای بوجود آمدن طالبان و پروپاگند های آنها باشد.کشوری قدرتمند همسایه همیشه به عنوان یک تهدید به آزادی کامل ارضی یک کشور خواهد بود  وهمیشه برای احتمالات در نظر گرفته شده وآماده هرنوع دست و پنجه نرم کردن خواهد بود اما کشوری ضعیف همیشه به عنوان طعمه به آن نگریسته شده وبه آن کدام قیمتی نخواهند داد بنابراین کشورهای همسایه هیچ وقت تحمل دیدن یگ کشور باقدرت افغانستان را ندارند و با هروسیله که بتوانند می خواهند که در کشورتنش های سیاسی بوجود آورده تامانع بوجودآمدن یک کشور بایک نظام سیاسی فعال شوند که ماشاهد نمونه های بسیار آشکارا بوده ایم وهستیم که حتی در این زمان هم آنها آرام نه نشسته وبا بوجودآوردن تنش های قومی و مذهبی درحال نفاق انداختن بین مردم بی گناه ما هستند که با این کار دست های بیگناه مردم مارا آغوشته به خون برادر مسلمان شان می کنند.
3.دین اسلام هم میتواند که دلیلی دیگری باشد خواهم دلیل دیگری را اسلام ازهمان ابتدا پخش دربین اعراب یک تهدید به شمار می آمد برای کافران که کوشش های زیادی برای ختشه دارکردن چهره آن انجام داده اند که تا بحال ادامه دارد. چرا همیشه کشورهای کفر مثل آمریکا و یا یهودیان به فکر کمک کردن به کشورهای اسلامی وکوشش برای تغیر نظام درآن کشورها است ویا کوشش برای تسخیر آن است به نظربنده چیزی نیست جز تحت تسلط آوردن تمام کشورهای اسلامی و پخش مسیحیت که در این راستا از هیچ ابزاری دریغ نکرده اند. نمونه این بوجودآوردن طالبان با بیرق اسلام اما درحالی که آنها نه تنها مسلمان نبودند بلکه نام انسان نهادن برآن حیف بر نام انسان است پس این نظام با بیرق اسلام کارهای انجام دادند بنابرارزش های اسلامی که چهره اسلام در طی دهه اخیر متاسفانه چهره نفرت انگیزرا بخودگرفته است که نه تنها که کسی مسلمان نمی شود اما مسلمان های ما خود از اسلام بیزار شده وآهسته آهسته از اسلام کناره گیری می کنند.
4.علت دیگری که همچنان نمی توان ازاهمیت آن چشم پوشی کرد همانا رقابت های قدرت های جهان برای زیرکنترل درآوردن کشورهای زیادتری برای حفظ قدرت خویش است که در قرن 19 و20 که استبداد ومستعمره ساختن به شکل علنی آن انجام می شد اما با بوجودآمدن سازمان ملل متحد به مقدارزیادی ازاین عمل ها کاهش یافته است اما رنگ وچهره خود را به چیزی دیگری به نام کمک های انسان دوستانه بدل نموده است که درحقیقت زیر کنترل آوردن کشورهای ضعیف است که نمونه آن کشور خودما است وجریانات که فعلا در کشورهای دیگر درحال رخ دادن است درحقیقت کشورهای ابرقدرت همچون آمریکا از یکطرف کشورهای مخالف خودرا می خواهد ریشه کن سازد وازطرف دیگر هدف آن تحت کنترل درآوردن جهان ازلحاظ قدرت سیاسی و اقتصادی است.

این چشم اندازی بود به علت های بوجود آمدن طالب وطالبان ومیتواند عللی که آنهارا منجر به استعمال زور توسط آنها باشد.
بعد ازشکست طالبان توسط حملات آمریکا درسال 1380 حکومت جدیدی چشم به عرصه وجود نهاد همانا نظام ریاست جمهوری می باشد اما بیاییم که یک نگاه کوتاهی به توقعات و آرزوهای که مردم ازاین نظام داشتند ودارند داشته باشیم و آیا حکومت توانسته است که برای مردم جواب مثبت دهد یا نه؟
ü     مردمی که درتمام عمرشان غیرازجنگ و برادرکشی چیزی دیگری راندیده اند چه توقعی را به نظر شما خواهد داشت ازدولت نوپای خود. آیا غیر از ختم نمودن جنگ و قتال خواهد بود ؟ هیچ جای شکی نیست که این مردم دیگر نمی خواستند که  دیگربرادران شان درپیش چشم هایشان کشته شوند زیرا بس بود برای شان همین قدر. برای این مردم دیگر سخت بود دیدن خراب شدن شهرشان وخانه های شان واین مردم دیگر نمی خواستند که دیگر چشم مادرانرا پر ازاشک ببینند ازداغ پسران شان واین مردم دیگر خسته بودند از آواره بودن وآواره شدن.اما ؟؟؟ چه توقع بی جای ازحکومتی که تابحال به همان افکار قرن 19 استواراست داشتند.
ü     توقع دیگری مردم یک نظام پاسخگو وسالم . به این معنی که نظامی توسط مردم  وبرای مردم باشد که دیگر نبینند که قدرتمندان زورگویی قدرت را بدست گیرند وانتظارداشتندکه کشورشان ترقی نماید  که دیگر دست حکومت شان که به گدایی بلند است پیش دیگران که کدام پشیزی اگر درخزانه دولت شان مانده است برای شان بخشش نمایند نبینند.ما شاهد این حادثه هرسال هستیم که ارگان های دولت وحکومت ما در اواخر سال مالی کشورهای دیگر برای گدایی دست دراز کرده و سفرهای خودرا آغازمی کنند.من یک سوال دارم آیا تو تابحال موفق نشده اید که حتی برای تولید مواد خوراکه مردم خود یک پلان بسازید که تمام آن زمین های که بکر باقی مانده اند رادردسترس مردم برای کشت وزراعت قرار دهید مه فکر نمی کنم که بودجه آن برابر باتمام سفرهای باشد که برای گدایی کردن رفته باشید باشد. مادریاهای داخل افغانستان دربسا نقاط مختلف افغانستان داریم که بااعمار بند های برق مختلف میتوان از برق آن بهره برداری کرد امااداره برق کشور را بدست کشورهای داده ایم که در هرلحظه ای خواسته باشند کنترل کشوررا میتوانند بدست بگیرند.ما هزینه را خرج برای پایه و کابل ها نموده ایم برای انتقال برق اما اگر همان را برای ساختن بندهای برق می شد البته حتما برق خواهیم داشتیم .
ü     انتظار دیگر مردم ازدولت سهم دادن تمام باشنده گان کشور درقدرت سیاسی کشور وسهم داشتن درتمام تصامیمی که آینده کشور به آن بستگی دارد.اگرچند درکنفرانس بن اول برای تمام مردم کشور حق اشتراک مستقیم درتصامیم کشور ازطریق نماینده های شان داده شده بود اما به مرور زمان بعداز اختتام نظام موقتی وتشکیل دولت رسمی بارییس جمهوری آغای کرزی نه دردوره اول بلکه دردوره بعدی اش نقش مردم واقلیت های اجتماعی کمرنگ شده رفت که در بن اول نقش هزاره ها درتشکیلات دولت 19% سبط شده بود اما فعلا بغیراز بخش نظامی که 9% آن رعایت میشود دردیگر وزارت ها دربخشی ازموسسات حتی نامی از هزاره ها برده نمی شود و نادیده گرفته می شوند. همچنان اقلیت های دیگری همچون ازبک هاهم دراین بحران دچار اند اما در دوره دوم ریاست جمهوری درپارلمان افغانستان یک ازبک به عنوان رییس انتخاب شده است.
ü     توقع دیگر مردم پیشرفت در بخش مختلف صنعت و زراعت بود اما باوجود گذشت 10 سال ازتشکیل حکومت تا بحال پیشرفت چشم گیری در هیچ عرصه دیده نشده البته چند کارخانه پفک سازی و بیسکویت سازی و نوشابه سازی دراکثرنقاط کشور اعمار شده است که دردی را دوا نمی کند. با پفک بودن یا نبودن برای ما هیچ تاثیری ندارد.اما وقتی که وزرا دربرابر مردم قرار میگیرند ازآبادی های نام میگیرند اما آبادی های که زیر بنای یک کشوررا تعمیر نکند وتهدابی برای رشد اقتصادی یک کشور نباشد مفید نخواهد بود.
ادامه دارد...

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • RSS

0 comments:

Post a Comment